معرفی کتاب زن سی ساله
کتاب زن سی ساله
اثر اونوره دوبالزاک

کتاب زن سیساله یکی از آثار مجموعهی «کمدی انسانی» به قلم اونوره دو بالزاک است که طی شش فصل، به روایت سی سال از زندگی تلخ دختری از نجیبزادگان فرانسه و ماجرای عشق و اشتباه سرنوشتساز او مینشیند. بالزاک این داستان را در بستر تاریخ فرانسه روایت میکند و در این میان به بررسی عواطف انسانی، بهویژه خواهشها و هوسهای زنان میپردازد. بالزاک در کتاب زن سیساله نوعی جانبداری فمینیستی دارد که به عقیدهی برخی منتقدین اندکی بدبینی نیز چاشنی آن است.
کتاب زن سیساله اثر اونوره دو بالزاک با ترجمهی علیاصغر خبرهزاده و به کوشش انتشارات نگاه در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است.
علاوه براین چاپ، انتشارات “با هم“، “ابر سفید“، “بوتیمار“، “نگاه” و “علمی و فرهنگی” نیز اقدام به چاپ این اثر کردهاند.
دربارهی داستانهای اونوره دو بالزاک
اونوره دو بالزاک و فلوبر را پدران مکتب رئالیسم در ادبیات داستانی اروپا میدانند. نتیجهی زحمات او مجموعهای است با عنوان «کمدی انسانی»، که حاوی 95 اثر تکمیلشده در قالبهای داستان، رمان و مقاله، و 48 اثر ناتمام است. داستانهای اونوره دو بالزاک کوششی است در شناخت بورژوازی فرانسه. این داستانها در مکانها گوناگون شکل میگیرند و گاهی شخصیتها در چند داستان حضور مییابند.
خلاصهی کتاب زن سیساله
کتاب زن سیساله اثر اونوره دو بالزاک روایتگر سرنوشت زنی است که از زندگی زناشویی خود بینهایت سرخورده است و در نهایت پس از وسوسههای بسیار در دام عشقی گرفتار میشود. این زن کودکی را که حاصل این عشق است بیشتر از فرزند خود دوست میدارد و دختر که از راز سیاه مادر خبر دارد از سر حسادت برادر خود را به رودخانه میاندازد و با جوانی دیگر که او نیز مانند او دستش به خونآلوده است، آتش عشقی را برمیافروزد. کتاب زن سیساله اما تنها به این رویدادها خلاصه نمیشود. داستان بستر پستیوبلندیها و اتفاقات هیجانانگیز بسیار دیگری نیز هست.
کتاب زن سیساله در مجموع شش فصل دارد که عناوین آنها به ترتیب عبارتاند از: «نخستین خطاها»، «رنجهای ناشناخته»، «سیسالگی»، «تقدیر خداوند»، «دو ملاقات» و «پیری مادر خطاکار». این فصلها سی سال از زندگی قهرمان داستان، ژولی، را به تصویر میکشد؛ از زمانی که نوجوانی بود با سودای عاشقی، تا زمانی که ازدواج کرد و مسیر زندگیاش به سردی و طردشدگی عاطفی گرایید و در نهایت، پنجاهسالگی و درگیری با زندگی اخلاقی دختر لوس و ناسپاسش.
کتاب زن سیساله، کندوکاوی در روان بشر
کتاب زن سیسالهی بالزاک اثری چندلایه است. لایهی رویین اثر، داستان سرگذشت دردناک زنی است و لایهی زیرین فعلوانفعالات روانشناختی انسانها را به مخاطب مینمایاند که با پیچیدگیهایشان، ظرافت و تناقضهایشان به انسان زندگی میبخشند.
موضوع مشترکی که پیوند میان اجزای داستان را برقرار میکند نیروی ملموسی است که در توصیفات نویسنده، چه دربارهی دنیای بیرون و چه دربارهی افکار و کنشهای ذهنی شخصیتها، قابل مشاهده است.
بالزاک و حمایت از حقوق زنان
موضوع کتاب زن سیساله به ذائقهی بسیاری خوش میآید. ناکامی زنی که زندگی زناشوییاش را با مردی که برای او مناسب نیست آغاز میکند و رویدادهای بعدی همگی پیامد انتخاب اشتباه اوست که در پی آن میآیند. با مطالعهی کتاب مخاطب حس میکند بالزاک بهخوبی با ماهیت چنین رنجی آشناست و آن را با دقت و صحت هرچهتمامتر در رمان خود به تصویر کشیده است.
کتاب زن سیساله داستان انتخابهاست. از اشتباهی در جوانی سخن میگوید که زندگی قهرمان داستان را نابود میسازد و او را به یک عمر عذاب و رنج محکوم میکند. بالزاک درواقع با نگارش کتاب زن سیساله حمایت خود را از زنان و حق آنها برای شاد زیستن نشان میدهد. باید توجه داشت که چنین موضوعی در آن زمان تابو بهحساب میآمد و شاید یکی از عواملی که سبب جذابیت این اثر میشود، انتخاب سوژه باشد.
طرح داستان، نقطه ضعفی ملموس
طرح کلی داستان اما شاید یکی از نقاط ضعف کتاب زن سیساله باشد و مخاطب را در اواسط آن ناامید کند. دزدان دریایی، صحنههای ملودرام و تمام رویدادهای تصادفی در رمان اندکی آن را از رئالیسم دور و بیشتر به اثری رمانتیک شبیه میکند.
زن سیساله، شاهکار یا افتضاح؟
از ویژگیهای بالزاک آن است که اگر خوب بنویسد، اثری شاهکار خلق میکند اما اگر بخواهد بد بنویسد نتیجه افتضاح خواهد بود. حد وسطی وجود ندارد. رمان زن سیساله اثری است که در هردو دسته قرار میگیرد.
این رمان از نوشتههای فلسفی اوست و این به این معناست که صفحه صفحهی کتاب به توصیف حالات درونی شخصیتها سپری میشود؛ بهگونهای که نویسنده در عوض آنکه نشانمان دهد شخصیتهایش چگونهاند، ترجیح میدهد مستقیماً از چگونگیشان بگوید. این موضوع شاید برای بسیاری آزاردهنده باشد. اینکه بخوانید شخصیتی آبزیرکاه، باهوش و فریبنده است اما هرگز نشانی از این ویژگیها در او نبینید، آزاردهنده است.
بالزاک به شناخت درستی که از زنان دارد معروف است اما شاید چندان موفق نشده این شناخت را در نگارش این کتاب به کار بگیرد. زن سیساله بیشازحد ملودرام، بیشازحد احساسی و بیشازحد خستهکننده و غمافزاست.
کلیت کتاب گویی فریاد خاموشی است در طلب قوانین طلاق مناسبتر و سازگارتر برای زنان. باوجوداینکه بالزاک در داستانهایش هرگز اجازه نمیدهد زنی که از عرف جامعه تخطی میکند، پیش از آنکه به قعر جهنم سقوط کند چیزی بیشتر از شادی زودگذر نصیبش شود. نمونهی بارز این موضوع را نیز میتوان در عاقبتی که دختر ژولی دچارش میشود، دید.