معرفی کتاب عشق سال های وبا
معرفی کتاب عشق سال های وبا
اثر گابریل گارسیا مارکز

شاهکاری دیگر از گابریل گارسیا مارکز با نام «عشق سالهای وبا» اثر عاشقانهای است که نخستین بار در سال 1985 منتشر شد. گابریل گارسیا مارکز که در سال 1982 موفق به دریافت جایزه نوبل برای رمان صدسال تنهایی شد، این بار نیز همان تخیل بینظیر و رئالیسم جادویی را به کار میبندد تا داستان عاشقانهی دو جوان، ناکامیها، هجران و سالها صبر جوانک عاشقپیشیهی داستان را به تصویر بکشد.
رمان عشق سالهای وبا نخستین بار به زبان اسپانیایی انتشار یافت و بعدها به زبان انگلیسی ترجمه شد. برگردان فارسی شاهکار مارکز، عشق سالهای وبا، با ترجمهی بهمن فرزانه و به کوشش انتشارات ققنوس در دسترس علاقهمندان قرارگرفته است.
خلاصهی رمان عشق سالهای وبا
فلورنتینو و فرمینا عمیقاً دلباختهی یکدیگر هستند. عاقبت اما فرمینا تصمیم میگیرد به ازدواج پزشکی اصیل و ثروتمند درآید و فلورنتینو را دلشکسته به حال خود بگذارد. فلورنتینو اما مردی احساسی است. به کسبوکار خود رونقی میبخشد و در طول سالهای دوری از معشوق، بیش از 600 مرتبه خود را درگیر روابط گوناگون میکند. با تمام اینها اما این عشق فرمینا است که در دل او خانه دارد.
عاقبت شوهر فرمینا میمیرد و فلورنتینو از عمد در مراسم خاکسپاری حاضر میشود. پنجاه سال و نه ماه و چهار روز پیش فلورنتینو راز دل خود را با فرمینا در میان گذاشت؛ حالا چرا نتواند عشق خود را مجدداً به او ابراز کند؟
عشق سالها وبا، رمانی عاشقانه نیست!
بله. گرچه مارکز با چیرهدستی در این رمان داستان عشق و دوری را روایت میکند اما اشتباه نکنید. رمان عشق سالهای وبا بیشتر از آنکه از عشق سخن بگوید، از گناهان معمول ما آدمیان صحبت میکند. گناهانی که نقاب عشق را به چهره میزنند: حسادت، وسواس، شهوت، ترحم و کینهتوزی. استفادهی مردان از زنانی که خود از مردان دیگر سوءاستفاده میکنند. نابودی انسان، تمدن، بیماری، فقر، ثروتاندوزی از راه نادرست و بردهداری همه موضوعاتی هستند که میتوان در رمان عشق سالهای وبا شاهدش بود.
رمان عشق سالهای وبا از مادران پرخاشگری میگوید که روح پسران خود را میکشند و جسم دختران خود را میآزارند؛ از زیبایی و رفاهی میگوید که تنها نصیب اعیانها میشود؛ از خودشیفتگی، شعر و شاعری و سالها نومیدی و غفلت؛ از عطرهای فاسد و تهوعانگیز شیرین، دزدی و از تاریخ فراموششده؛ بله. عشق سالهای وبا شاید از عشق نیز بگوید اما نمیتوان آن را رمانی صرفاً عاشقانه دانست.
برشهایی از کتاب
« ترس او، ترس از مرگ نبود. نه، ترس از مرگ سالهای سال بود که در قلبش وجود داشت و همراهش زندگی میکرد. سایهای بود که به سایه خود او اضافه شده بود.»
«در هشتادویکسالگی هنوز عقلش میرسید که فقط با چند نخ نازک و پوسیده با این جهان پیوند دارد، نخهایی که ممکن بود بدون هیچگونه احساس درد پاره شوند. خیلی ساده، با یک غلت زدن عوضی در هنگام خواب. تمام سعی و کوشش خود را به کار میبرد تا آن نخها پاره نشوند چون میترسید که در ظلمت مرگ، خدا را جلوی چشم خود نبیند.»
«فلورنتینو آریثا بدون اینکه به خود رحم کند هر شب نامه مینوشت. نامهای پس از نامه دیگر در دود چراغ روغن نخل سوز در پستوی مغازه خرازی، و هر چه سعی میکرد نامههایش بیشتر به مجموعه اشعار شعرای موردعلاقهاش در کتابخانه ملی که در همان زمان به هشتاد جلد میرسیدند، شباهت پیدا کنند، نامهها طولانیتر و دیوانهوارتر میشدند. مادرش که در ابتدا در آن عذاب عشق تشویقش کرده بود، رفتهرفته نگران سلامتی او میشد. وقتی از اتاقخواب صدای بانگ اولین خروسها را میشنید بهطرف او فریاد میکشید: ” داری عقلت را از دست میدهی، مغزت معیوب میشود، هیچ زنی در عالم وجود ندارد که لیاقت اینهمه عشق را داشته باشد.»
عشق سالهای وبا، رمانی که یا عاشقش میشوید یا از آن متنفر
خوانندگان این اثر عموماً دودستهاند. دستهی نخست آنهایی هستند که رمان صدسال تنهایی را با تمام پیچیدگیهایش پیشازاین مطالعه کردهاند و طرفدار نثر و قلم جادویی مارکز هستند و با تصویری که مارکز در کتاب «عشق سالهای وبا» از عشق به مخاطب ارائه میدهند بسیار جا میخورند. این دسته باور دارند فلورنتینو تنها لاف عشق را میزند چراکه در غیر این صورت، در نبود معشوق با هر تنابندهای وارد رابطه نمیشد.
این دسته دائم در حال مقایسهی «عشق سالهای وبا» با «صدسال تنهایی» هستند و گله میکنند که آن رئالیسم جادویی که دوستش دارند و به دنبالش هستند را در این اثر نمییابند. نکتهی دیگری که معمولاً سبب میشود این اثر زیاد به چشمشان نیاید احساسات جنسی است که در رفتار و تصمیم مردان و زنان محوریت دارد و روابط نامشروعی که آن را با اخلاق و عرف ناسازگار میدانند.
این خوانندگان توجه ندارند که شاید هدف نویسنده نمایاندن گناهان و انحطاطهایی باشد که خود را بهجای عشق جا میزنند و هرکدام بهمرور بهگونهای ریشهی اخلاق را در انسان میخشکانند. در غیر این صورت نویسنده میتوانست بهراحتی عنوان کتاب را به «رابطهی جنسی در سالهای وبا» تغییر دهد!
دستهی دوم اما کسانی هستند که متوجه این نکته میشوند. این دسته باور دارد که شاید دلیل کمرنگ بودن رئالیسم جادویی دلنشین مارکز در رمان عشق سالهای وبا، پختگی نویسنده و کارکشتگی بیشازحد او باشد که سبب میشود دیگر برای سورپرایز مخاطب به این ابزارها نیازی نبیند.
عشق سالهای وبا، اثر باشکوه و غمانگیز مارکز
گرچه رمان شکوهمند گابریل گارسیا مارکز سراسر پوشیده از اندوه است اما نویسنده این اندوه را با استادی در حریر روایت اغواکنندهی خود میپیچد و آن را میپوشاند. رمانهای مارکز همگی تاریک و نمایانگر انحطاط بشر هستند. سؤال اینجاست که چرا تا این اندازه محبوباند؟ چرا بهافتخار این نویسنده و شاهکارهایش ایستاده کف میزنیم؟ به گمان من دلیل آن است که آثار مارکز هرچند تلخ، آیینهی احوال مردمانی است که بیشباهت به ما و طرفیانمان نیستند. رمانهای مارکز پر است از قهرمانهای خیالپرست و آرمانگرایی که دنیای ما را تشکیل میدهند.
شما نیز اگر علاقهمند به مطالعهی کتاب عشق سالهای وبا اثر گابریل گارسیا مارکز هستید، همین حالا میتوانید آن را از وبسایت کاواک خریداری نمایید.
خرید کتاب عشق سالهای وبا