معرفی کتاب واقعیت
معرفی کتاب واقعیت
اثر هانس رزلینگ، اولا رزلینگ و آنا رزلینگ رونلاند

در این مقاله قصد داریم به معرفی و نقد کتاب واقعیت : ده دلیل برای اینکه ما دربارهی جهان اشتباه فکر میکنیم و چرا اتفاقات جهان ازآنچه فکر میکنیم بهترند، بپردازیم پس با ما همراه شوید.
زمانی که از ما دربارهی مسائل داغ روز سؤال میشود، مثلاً اینکه چرا جمعیت جهان رو به افزایش است، چه تعداد از زنان جوان تحصیل میکنند و یا چند درصد مردم در فقر به سر میبرند، بهطورمعمول جوابمان اشتباه است. آنقدر اشتباه که اگر از یک شامپانزه بخواهند بهطور تصادفی جواب را حدس بزند از بسیاری از خبرنگارها، برندگان جایزه نوبل و بانکدارها جواب درستتری ارائه میدهد.
در کتاب «واقعیت»، هانس رزلینگ، پروفسور سلامت بینالملل و فردی که قادر است دادهها را به آواز دربیاورد، به همراهی دو تن از همکاران قدیمیاش، توضیحی جدید و ریشهای برای این موضوع ارائه میدهد و ده مورد از غرایزی که موجب میشود نظرمان درباره بسیاری از پدیدهها جانبدارانه و اشتباه باشد را در کتابش ذکر میکند. درنهایت مشخص میشود که جهان با تمام عیب و ایرادهایش بازهم ازآنچه ما خیال میکنیم جای بهتری است.
اما ما بهجای آنکه نظرگاه خود را بر اساس حقایق شکل دهیم، مدام دربارهی همهچیز ابراز نگرانی میکنیم و درنتیجه دیگر قادر نیستیم تمرکز خود را صرف مسائلی کنیم که بیش از همه برایمان خطردارند. «واقعیت» کتابی است الهامبخش و آگاهیبخش؛ مملو است از خاطرات زنده و داستانهای تکاندهنده و مطالعهاش ضروری و مبرم است چراکه دید ما را نسبت به دنیا تغییر خواهد داد.
ایراد گرفتن از این اثر کار آسانی نیست. نه ازآنجهت که عیب و ایرادی نداشته باشد. نه. ایرادهایی دارد اما بیشتر ازاینجهت که این کتاب آخرین پروژهی تکمیلشدهی رزلینگ است و او تا آخرین ماههای مبارزهاش با سرطان لوزالمعده مشغول به اتمام رساندن آن بوده است. اگر سخنان آخر پسر او شما را تحت تأثیر قرار ندهد مشخص میشود انسان سرسختی هستید. حداقل سرسختتر از من.
آقای رزلینگ نسبت به کارش بسیار متعهد و مصمم است. «واقعیت» کتابی است که هدف اصلیاش آگاهیرسانی است و نویسنده برای رسیدن به این هدف تنها به جمعآوری داده دربارهی یک کشور اکتفا نکرده و به تمام این کرهی خاکی پرداخته است. شاید شوکهکنندهترین حقیقتی که در کتاب از آن صحبت شده است آن باشد که بسیاری از مردم عمیقاً باور دارند که دنیا دهها و یا حتی شاید صدها سال قبل، نسبت به حال جای بهتری بوده است. رزلینگ دائماً به ما گوشزد میکند که حتی اگر سؤالات مربوط به وضعیت جهان را از باهوشترین فرد هم بپرسیم باز به آنها جواب درستی نمیدهد.
به نظر میرسد رزلینگ در تألیف این اثر از همان منطقی استفاده کرده که پینکر در کتاب «اکنون، روشنگری» به کار گرفته بود؛ تنها با این تفاوت که کار رزلینگ بیشتر ریشه در اعداد و حقایق دارد. من اعداد را دوست دارم. اعداد دروغ نمیگویند. اما چیدمان آنها و میزان تأکیدی که بر برخی اعداد خاص میشود شاید گمراهکننده باشد. رزلینگ گرچه دائماً دربارهی تصورهای غلط عموم به ما هشدار میدهد اما از همین تصورهای غلط به سود خود استفاده میکند.
بهطور مثال به این پرسش دقت کنید:
در تمامی کشورهای کمدرآمد چند درصد دختران تحصیلات ابتدایی را به پایان میرسانند؟
الف. 20 درصد
ب. 40 درصد
پ. 60 درصد
این پرسش چند جای بحث دارد. شاید بتوانید حدس بزنید که پاسخ درست، گزینهی پ است. این سؤال عمداً به اینگونه نوشتهشده است: آیا جواب درست 20 رصد است؟ نه! 40 درصد؟ نه! خدایا! 60 درصد دختران؟
بیاید طور دیگری به این پرسش نگاه کنیم. نخست آنکه تعریف عبارت «کشور کم درآمد» چیست؟ هیچ تعریفی برای این عبارت ارائه نشده است. من به صفحات پیشین هم نگاه انداختم تا ببینم آیا برای این عبارت جایی تعریفی ارائهشده است یا خیر. شاید این تعریف همانی باشد که رزلینگ از آن با عنوان «مرحله اول» یاد میکند؛ اما حتی برخی از مردم در «مرحله سوم» نیز درآمدی زیرخط فقر ایالاتمتحده دارند؛ پس «کمدرآمد» دقیقاً یعنی چه؟
دوم آنکه «مقطع ابتدایی» دقیقاً به کدام دوره اشاره میکند؟ این مفهوم در هر کشوری متفاوت است. در برخی نقاط با در نظر گرفتن دورهی متوسطه، تحصیلات ابتدایی شاید تا 7 یا 8 سال به طول بیانجامد؛ و سوم آنکه فرم سؤال بهعمد بهگونهای طراحیشده تا آمار را به 60 درصد برساند. این سؤال همچنین به این معناست که صدها میلیون دانشآموز دختر در کشورهای «کم درامد» (40 درصد رقم بزرگی است) یا بهکل مقطع ابتدایی را که طول آن دقیقاً مشخص نیست، تحصیل نمیکنند یا آن را نیمهکاره رها میکنند.
کتاب به چند بخش تقسیمشده و در هر قسمت به از اعتبار انداختن چند باور غلط پرداختهشده است که از غرایز طبیعی انسان استفاده کردهاند و در میان مردم ترس و شرم پراکندهاند. نکتهی جالب آن است که بسیاری از نویسندگان از همین تصورها و غرایز بهعنوان طعمه برای جذب مخاطب استفاده میکنند. رزلینگ به ما توصیه میکند که بهتر است زیاد به میانگینها بها ندهیم، چراکه آنها اکثراً بخش زیادی از کمیت را پنهان میکنند؛ اما خود او در بیشتر نمودارهایش از میانگین استفاده کرده است. کل این بحث از اساس روی میانگینها بناشده است.
رزلینگ همچنین یک صفحهی کامل را اختصاص داده تا محدودیتهای ویکیپدیا را به بحث بگذارد؛ به همین جهت به مورد خاصی هم اشاره میکند که در آن ویکیپدیا 78 درصد اطلاعات از یک فهرست مربوط به مرگهای تروریستی در سال 2015 را نشان نداده بود. خود رزلینگ اما بعدها ده مرتبه از ویکیپدیا بهعنوان منبع استفاده کرده است.
بحث کتاب آنجا که رزلینگ ادعا میکند که اوضاع جای آنکه خوب باشد، در حال بهتر شدن است، بالا میگیرد. شاید نتوان مخاطب را قانع کرد که اینکه 60 درصد دختران تحصیلات ابتدایی را تمام میکنند، آمار خوشایندی است؛ اما اینکه این آمار، چه بهآرامی و یا سریعاً، در حال افزایش است، باورپذیرتر و متقاعدکننده است؛ و در آخر، همانطور که رزلینگ نتیجه میگیرد، بنا بر استانداردهای قابلاندازهگیری جهانی، شرایط رو به بهبود هست.
از دید من در این کتاب جای چیزی خالی است که در شکلگیری باورهای غلط، نقش مهمی ایفا میکند. انگار که رزلینگ انسان خوب و مهربانی بوده است و به همین دلیل یک موضوع خیلی جزئی را جا انداخته است؛ انگیزه! چرا فردی باید کشورهای «در حال پیشرفت» را افتضاح بداند و معتقد باشد که این کشورهاحرکتی رو به عقب دارند و هرگز قادر به تجدد نیستند؟ شاید برخی مایلاند باور کنند که پیشوایی، برتری و تسلط غرب مسئلهای «طبیعی» است و بقیه قسمتهای دنیا حرکتی رو به عقب دارد. آیا این باور غلط میتواند ریشه در آمریکای امپریالیستی قدیم داشته باشد که معتقد بود از دیگر ملتها سرتر است و دیگران هرگز نمیتوانند بهاندازه آن خوب باشند؟ آیا مگر آمریکا مدام بر این موضوع تأکید ندارد که «بزرگترین و بهترین کشور در دنیاست»؟
رزلینگ بیان میکند که جهان غرب کشورهای در حلال پیشرفت را محکوم به ماندن در وضع کنونی خود میداند چراکه فرهنگ چنین کشورهاست که اینگونه حکم میکند و این عقیدهی جهان غرب به سبب اشتباهاتی است که غرایز خام و معصوم انسانی مسبب آنها است. اگر یک فرد شکاک کتاب رزلینگ را بخواند ممکن است پیش خود بگوید که این اشتباهات آًنقدرها هم از سر خامی و معصومیت نبودهاند.
بله. این کتاب یک هدف دارد و آن تشویق مخاطب به تفکر است.
مشاهده و خرید کتاب: https://www.cavack.com