معرفی کتاب شبکهی آلیس
نقد کتاب شبکهی آلیس
اثر کیت کویین

سال گذشته این کتاب یکی از آنهایی بود که زیاد سروصدا کرد. نخستین بار در سال 2017 منتشر شد و تاکنون همهجا حرفش بوده است. فضای مجازی، جمعهای دوستانه، کتابخانههای محلی و هر جا که فکرش را بکنید. کتابی است که ممکن است ماهها در فهرستتان خاک بخورد چراکه در نگاه اول چندان خواننده را ترغیب نمیکند. در ابتدای کار خیلی از ما شاید به این دلیل که کتاب همهگیر شد از مطالعهاش سر باز زدیم و یا شاید در کل داستانهای عاشقانه دوران جنگ را به رمانی دوستانه و جنگی ترجیح دهیم.
درهرصورت، در توییتر هشتگی به راه افتاده بود با عنوان #historicanflix در باب همین کتاب و پرسش و پاسخی نیز با نویسندهی کتاب به راه بود و هرکدام از ما اگر آن را بخوانیم مشتاق خواهیم شد که بدانیم کتاب دربارهی چیست. شبکهی آلیس رمانی است تاریخی به قلم یکی از محبوبترین و پرفروشترین نویسندگان، کیت کویین. داستان دربارهی دو زن است؛ یکی جاسوسی است که طی جنگ در فرانسه به شبکهی آلیس ملحق شده و دیگری از مقامات غیررسمی آمریکا که به دنبال عموزادهاش میگردد. این دو در این داستان خیرهکننده از شور و رستگاری در کنار هم قرار میگیرند.
سال، سال 1947 است و دوران، دوران آشوب و هرجومرج پس از جنگ جهانی دوم. چارلی سنت کلر، دانشجوی اهل آمریکا، باردار است؛ همسری ندارد و در یکقدمی طرد شدن از سوی خانوادهاش است. در همین اثنا ته دلش امید دارد که رز عزیزش، عموزادهای که در سالهای جنگ و زمانی که فرانسه در اشغال نازیها بود ناپدید شد، هنوز زنده باشد. پدر و مادر چارلی که او را به اروپا میفرستند تا به «مشکل کوچکش» آنجا رسیدگی کند، این آزادی را مییابد که به لندن برود و بنا را بگذارد به یافتن عموزادهای که چون خواهر عزیزش میداشت.
سال، سال 1915 است و یک سال است که جنگی درگرفته. ایو گاردینر در تب دفاع از کشورش در برابر آلمان میسوزد و گرچه انتظارش را ندارد اما پذیرفته میشود تا بهعنوان جاسوس در شبکه فعالیت داشته باشد. ایو را به فرانسه میفرستند تا زیر نظر لیلی، ملکهی جاسوسان، آموزش ببیند. لیلی کسی است که توانسته شبکهای وسیع از جاسوسان و خبرچینان را درست زیر دماغ دشمن سازماندهی کند بیآنکه دشمن بویی ببرد. او یکی از به خیرهکنندهترین شخصیتهای کتاب است.
سی سال بعد، ایو ویران از فروپاشی شبکهی آلیس در پی یک خیانت، زندگیاش را به مستی میگذراند و دنیایش را در خانهاش در لندن خلاصه کرده است. روزها سپری میشوند تا اینکه سروکلهی یک آمریکایی پیدا میشود و نامی بر زبان میآورد که ایو دهها سال است نشنیده و اینطور میشود که هردو تصمیم به جست و جوری حقیقت میگیرند، بیآنکه سرانجام اهمیتی داشته باشد. بگذارید ابتدا از ته دل این داستان را تحسین کنیم. این کتاب رمان بینظیری است و ازبسکه بینظیر است میخواهید دربارهی تکتک جزییاتش صحبت کنید و بهدقت بررسی کنید که کدامیک آنطور که باید جواب دادند و کدامیک ندادند.
داستان خلاقانه و خاص بود. یکی از نکات مثبت این است که نهتنها دو جنگ جهانی که سالهای میان این دو جنگ را نیز پوشش میدهد و شباهت میانشان را به نمایش میگذارد. آسان میشود جنگ جهانی دوم را از اولی جدا دانست اما اگر دقیق بیندیشیم میبینیم که کینهها و دشمنیهای جنگ جهانی اول در شعلهور شدن آتش جنگ دوم بیتأثیر نبودند. در این کتاب، داستان هر دو دورهی زمانی را پوشش میدهد و این موضوع را ثابت میکند.
دیدگاه نویسنده معرکه است؛ یک داستان، دو قهرمان، آنهم با دو شخصیت کاملاً متفاوت از یکدیگر. ایو زنی است جسور، سرکش و تهی از هرگونه ترس. چارلی درعینحال زنی است خاموش و قوی. شرایط سخت و خانواده چارلی را به زیر میکشانند اما همین شرایط سبب میشود چارلی به خود بیاید و صدایش را میان انبوه هرجومرج بیابد؛ این در حالی است که ایو از همان ابتدا شخصیتی است بهدوراز هرگونه واهمه و آماده است تا درراه کشور و دوستانش از هر چیزی که لازم باشد دست بکشد.
اگر بخواهیم صادق باشیم، ایو را باید دوستداشتنیتر از چارلی بدانیم. چطور میشود زنی چنین شجاع را تحسین نکرد؟ حالا که بحثش شد باید بگویم دائمالخمری به او نمیآید. گرچه میتوان متوجه شد که چرا نویسنده این راه را پیشگرفته است. منطقی است و با شرایط سختی که ایو در آن قرار دارد نیز همخوانی دارد. تنها نکته این است که ایو در ابتدا چنان قوی ظاهر میشود که سخت میتوان باور کرد بشود تا این حد ضعف از خود نشان دهد. منطق پشت این موضوع را میتوان درک کرد اما لزوماً نمیتوان دوستش داشت. چنین مسئلهای شاید با شرایط موقت او سازگار باشد اما باشخصیت کلی او در تضاد است.
چارلی نیز در نوع خود شخصیت شجاعی دارد؛ مخاطب در برخی قسمتها ممکن است حس کند ایو نمیگذارد چندان توجهی به او شود. غولهایی که چارلی باید شاخشان را میشکست بسیار متفاوت و مدرن بودند و همین داستان را جالب میکرد. در این داستان حتی از عشق نیز سخن به میان است. داستان عاشقانهی چارلی و فین داستان جذابی است؛ گرچه نویسنده باید به گذشتهی تاریک فین بیشتر میپرداخت.
فین از شخصیتهای فرعی داستان است؛ درست؛ اما نقش پررنگی در روند ماجرا دارد و همین خواننده را مشتاق دانستن گذشتهی او میکند. ذهن خواننده بیشتر از اینکه درگیر رابطهی عاشقانهی او با چارلی شود درگیر این پرسش است که او اصلاً اینجا چه میکند. برخی نیز شاید اصلاً عشق و عاشقی را در این رمان بهجا ندانند. داستانهای عاشقانه زمان جنگ بسیار پرطرفدارند اما در مورد این رمان بهخصوص، شاید چندان به شخصیت چارلی ننشیند.
عشق و عاشقی ایو این مشکل را ایجاد نمیکند چراکه شخصیت اصلی او را از هم نمیپاشد اما چارلی بیشازحد در عشق فرو میرود و شخصیت واقعی او گم میشود. تمام این بهانهگیریها اما شاید تنها به این دلیل باشد که مخاطب بیشتر کنجکاو است داستان ایو را بداند تا داستان چارلی را! درهرصورت ترکیب داستانهای این دو شخصیت به خلق رمانی جذاب و منحصربهفرد ختم شد.
کتاب را که بخوانید، شاید با خیلی قسمتهایش موافق نباشید یا با خود بگویید اگر من بودم این قسمت را تغییر میدادم؛ باوجود تمام اینها در پایان ممکن نیست بتواند کمتر از 5 امتیاز به این کتاب بدهید. «شبکهی آلیس» رمانی است که مطالعهاش بهشدت توصیه میشود! ایو و فعالیتهایش و انتخابهایش در زندگی خوراک بحثهای داغ است.