معرفی کتاب ناتور دشت
معرفی کتاب ناتور دشت
این رمان بینقص نیست

اولین نقد دربارهی کتاب ناتور دشت در روزنامهی نیویورکتایمز نوشته شد. نقد اثری که پدیدهای جهانی و یکی از محبوبترین کتابهای تمام زمانها شد.
این نقد توضیح مختصری دربارهی داستان میداد و چندین بار دربارهی طولانی بودن داستان شکایت میکرد، اما درنهایت نتیجه میگرفت که کتاب ارزش دوباره خواندن را دارد.
تایمز چندی بعد، نقد دیگری دربارهی اولین رمان جی. دی. سالینجر منتشر کرد، نقدی با لحن ستایشگر و پر از اشتیاق، درحالیکه آن را پروژهای مخاطرهآمیز خواند که با موفقیت به انجام رسیده است. منتقد اینطور بیان میکرد:
«تعبیر آقای سالینجر از گفتار نوجوانان فوقالعاده است. شوخطبعی درونی او، تکرارها، اصطلاحات عامیانه، ناسزاها و تأکیدات، همگی کاملاً درست و بهجا هستند. با یقین میتوان گفت که زندگی شما به دو بخش قبل و بعد از مطالعهی کتاب تقسیم خواهد شد و شما به زمانی میاندیشید که هولدن را نمیشناختید؛ چرا که شخصیت هولدن با وجود شکستهایش بسیار دلنشین است.»
این نقد، مقالات احساسی، ستایشهای بیشازحد و همچنین راه یافتن به لیست «بهترین کتابهای قرن بیستم» و شناخته شدن بهعنوان یکی از بهترینها در تاریخ ادبیات، کتاب را بیش از آنچه میباید اعتبار بخشید.
اما ناتور دشت از یک رمان بینقص بسیار فاصله دارد. جنیفر شوسلر در سال 2009 بیان میدارد: «آن تکرارها بسیار خستهکننده هستند.» معلمی که شوسلر با او مصاحبه کرد اینطور میگوید: «قرار است هولدن کافیلد نمونهی نوجوانی باشد که همهی ما بتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم، اما در واقعیت ما شکل او حرف نمیزنیم یا در مورد مسائل اینگونه فکر نمیکنیم.»
این حرفها ناراحتکننده است اما حقیقت دارد. نقدی در 16 جولای 1951 در رپابلیک چاپ شد که تمام شکایات و گلههایی که خوانندگان رمان ممکن است داشته باشند را پیشبینی کرده بود. منتقد، آن آل. گودمن، ضمن آنکه مینویسد کتاب «فوقالعاده» است، با نوشتن متن زیر سالینجر را از نقطهضعفهای رمانش آگاه میکند:
«کتاب در کل ناامیدکننده است؛ صرفاً نه به این دلیل که دائماً خواننده میپندارد کتاب بازسازی موضوعاتی است که خود نویسنده در گذشته با آنها درگیر بوده است، بلکه این توصیفات بیشازحد شخصیت اصلی داستان از خودش است که خواننده را به ستوه میآورد…»
در طول 277 صفحه، خواننده از اظهارنظرها، تکرارها و خامی او خسته و کسل میشود. از نویسندهای مانند سالینجر با آن استعداد غیرقابلانکار مخاطب قطعاً انتظار بیشتری دارد…
این کتاب ابتدا در سال 1345 توسط نشر مینا و با ترجمهی احمد کریمی به چاپ رسید. در دههی هفتاد محمد نجفی ترجمهی دیگری از آن ارائه داد. در سالهای اخیر نیز نشر میلکان این کتاب را با ترجمهی آراز بارسقیان به چاپ رسانده است.
این کتاب با مشخصات دیگر نیز از طریق لینکهای زیر قابل دستیابی میباشد:
کتاب ناطور دشت |مترجم : احمد کریمی حکاک | انتشارات علمی و فرهنگی
ناطور دشت | مترجم : آراز بارسقیان | انتشارات میلکان